ANJOMANE  SOLH   NORWAY     www.anjomanesolh.com

انجمن صلح نروژ -- انجمن صلح نروژ  --  انجمن صلح نروژ
   

21-07-2008   

اخبار

 

دیدار نما ینده انجمن صلح با آقای اختر چوهدری عضو پارلمان و یکی‌ از سیاستمداران برجسته حزب سوسیالستهای چپ در نروژ(SV)

ملاقات نماینده انجمن صلح با آقای ''جان پدر ایگنس'' دبیرکل سازمان عفو بین المللی‌ در نروژ

Meeting between Secretary General of Amnesty International Norway and Representative of Anjomane Solh    

 بمناسبت سالگرد درگذشت پدر   درزندان دیزل آبادکرمانشاه بچه های خودی اورابه نام پدروبچه های دیگرجریانات اورابه نام حاجی خراسانی صدامیکردند،نامی که هم اکنون روی سنگ آرامگاهش نوشته شده ............ آ

دیدار نماینده انجمن صلح اقای قاسم قزی با آقای جاویدشیخ عضوشورای حکومتی نروژ و یکی از سیاستمداران حزب" هویره

دیدارنماینده انجمن صلح آقای قاسم قزی با آرنا سولبرگ رهبرحزب ''هوریه'' در اسلو

انعکاس ملاقات نماینده انجمن صلح با آقای جان پدر ایگنس دبیرکل سازمان عفو بین المللی‌  در مطبوعات

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Interview of a survivor of Foroghe Javeeda's operation (Persian) 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 مصاحبه کانون رهائی با آخرین بازمانده عملیات فروغ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خلاصه ای از پروسه فعالیت ''انجمن صلح'' در نروژ - قسمت اول

خلاصه ای از پروسه فعالیت انجمن صلح در نروژ- قسمت دوم

  شرکت " انجمن صلح" در  روز جهانی زن  " هشتم مارس" در سمینار بزرگ Global  peace در نروژ

معرفی  " انجمن صلح"  نروژ،  در  روز جهانی زن  " هشتم مارس"

   Important News  

کدام تمدن بزرگ؟

.

.

رضا اسدی، سایت پرواز، شانزدهم ژوئیه2008
http://www.parwaaz.com/Maghalaat%201/
20080716_kodam_tamaddone_bozorg.htm


جناب سرهنگ خودمان بود با شش عدد قپه روی شونه هاش. اما رفتارش طوری بود که انگار توی لوس آنجلس متولد و بزرگ شده. سقش را به اسم آمریکا برداشته بودند. آمریکا آمریکا از زبونش نمی افتاد. هربار که همکارانم هواپیما را تعمیر میکردند باید حتما یک آمریکائی کارشان را تائید میکرد تا پروازانجام شود. چند نفر از ما باید تمام روز تعطیل را در سرما و گرمای شدید اضافه کار میکردیم تا هواپیما حاضر شود. آنوقت تلفن میزد تا جناب مستشار آمریکائی از زیر کولر گازی از ویلایش بیرون بیاید و کار ما را تصدیق کند. فقط برای یک تردد دو ساعته حقوقی بیش از یک ماه ما را میگرفت. هزاران از این مستشارها در نیروی هوائی پلاس بودند و صفا میکردند. این در صورتی بود که آن ها در سیستم هواپیمائی خودشان در مراتب بسیار پائین قرار داشتند. خودم آن ها را در آنجا با چشم دیده بودم.

جناب سرهنگ تا آن جا که در توانش بود به آمریکائی ها پر بها میداد و همکارانم را تحقیر میکرد. او در جواب اعتراضم میگفت که این دخالت ها به شماها نیامده و مربوطه به بزرگترهاست. منظورش سیاست مدارها و امثال خودش بودند. ارتقاء درجه اش بستگی به رضایت آمریکائی ها داشت. تلاش میکرد که تیمسار شود. میگفتند که تیمسارها از نزدیکان شاه و جزء خانواده سلطنتی محسوب میشدند. جناب سرهنگ از شنیدن این جملات آب از لب و لوچه اش راه میافتاد.

وقتی همکارم میگفت که سرپناهی برای زندگی ندارد و با خانواده اش در داخل یک بزدانی میخوابند خونم از دست جناب سرهنگ به جوش میآمد. اما سرهنگ ما تنها آمریکائی پرست ایران نبود. اصلا ایرانی ها آن قدر خود کم بین شده بودند که اگر یک خارجی را میدیدند مثل بتی بود که به گردش جمع میشدند. فرقی هم نمیکرد که از کدام ده کوره خارج از ایران آمده باشد. به خودم میگفتم پس این تمدن بزرگ چندین هزار ساله ما ایرانی ها کجاست که به دادمان نمیرسد. برای همین بود که در انقلاب شرکت کردم تا بلکه دست در دست هموطنانم داده و آن تمدن بزرگ را زنده کنیم.

حکومت عوض شد و ما به آن تمدن نرسیدیم. به دنبال آن خودم را با مجاهدین در عراق یافتم. آن ها میگفتند که آیت الله انقلاب را دزدیده و اسلام را نیز به بیراهه کشانده. میگفتند که انقلابیون و مسلمانان واقعی آن ها هستند و اهداف انقلاب بهمن را بدون یک نقطه کم و یا زیاد به ثمر خواهند رساند. از نظر نمایشی و بیرونی با یک تیتر دهان پرکن "ارتش آزادی بخش" نامیده میشدیم اما خودمان را خوار وذلیل عرب ها میدیدیم. صدام و ارتشش ما را با مقداری از ابزار و ادوات جنگی از دور خارج شده خودشان مشغول کرده بودند. به تعداد همان ادوات هم از افراد نظامی و سازمان امنیت خودشان برای کنترل ما در نظر گرفته شده بود. از رهبرمان مسعود رجوی گرفته تا پائین ترین عضو سازمان بدون اجازه صدام و صدامیان مجاز به انجام کاری نبودیم.

یک تفاوتی که وضعیت ما در عراق با قبل از انقلاب در ایران داشت این بود که: در ایران ما نیازی نبود که به لحاظ صنفی در خدمت آمریکائی ها در میآمدیم اما در عراق در نقش آشپز و خدمتکار برای صدامیان غذا طبخ و سرو میکردیم. وقتی به خود جرات میدادیم و اعتراض کوچکی میکردیم. میگفتند که شما هنوز به مفهوم انقلابی بودن پی نبرده اید. شما در رده ای نیستید که این چیزها را بفهمید. شما باید اطاعت کنید و دستور را اجرا نموده و این نوع تصمیمات را به رهبری واگذار نمائید. رجوی میخواست به هر بهائی شده رهبر شود. صدام هم قول این سمت را به او داده بود.

گاها در شرایطی قرار میگرفتم که به خودم میگفتم: پس کجاست آن تمدن بزرگ ما ایرانی ها. شنیده بودم در مقایسه میگفتند: عرب در بیابان ملخ میخورد سگ اصفهان آب یخ میخورد.

بار دیگر تاکتیکی بر ضد ایدئولوژی و استراتژی مجاهدین زدم. از دامشان به طرف اروپا گریختم. به این امید بودم که اینجا دیگر پایان راه است. در ایران شنیده بودم که این اروپائی ها تمدن را از ما ایرانی ها یاد گرفته اند و با اضافه کردن شاخ و برگ به آن به حد مدرن رسانده اند. پس با میزان شناختی که از ما دارند حق صاحب تمدن را به جا خواهند آورد و ما ایرانی ها را با سلام و صلوات تحویل گرفته و تر و خشک میکنند. وقتی دیدم جوان های ایرانی را آنقدر در کمپ های پناهندگی محبوس میکنند تا ریششان سفید شود از تعجب شاخ در آوردم. موارد حبس و زندان به جای خودش بماند. گذشته از بعضی نمونه ها ی موفق در بین ایرانی ها بقیه آنقدر در بلاتکلیفی میمانند که تخصص هایشان باطل و یا فراموششان میشود. به قول معروف باید از هفت خوان رستم بگذرند تا به شغلی مناسب دست پیدا کنند.

از زبان خود هلندی ها شنیده ام که مردمشان تا سی سال قبل روستانشین بوده اند. اما جالب است که از ما متمدن های بزرگ میپرسند که راستی شما: تلویزیون هم دارید؟ با شتر مسافرت میکنید و یا ماشین وارد مملکتتان شده؟ مگر در ایران کامپیوتر و تلفن مبایل هم پیدا میشود؟ فهمیده تر هاشان میپرسند: چرا در ایران سنگسار میکنند؟ چرا زن ها چادری هستند؟ چرا مساوات بر قرار نیست و صد ها چراهای دیگر؟
خانه

-------------

لینک های دیگر:

 

مصاحبه خانم سلطانی با آقای محمد صائبی در کردستان عراق
مصاحبه با خانم سلطانی، عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با برادران احمدی

دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین خلق در خصوص قتل مرموز مرحوم سعید نوروزی در قرارگاه اشرف به مقامات قضایی عراق
بیانیه شماره 3 ینیاد خانواده سحر (بغداد)
بخش دوم مصاحبه بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی (رجوی بچه های من را گروگان گرفته است تا حرف نزنم)
جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز (بانوی اور سورواز! از چه می ترسی؟)
استیصال باند رجوی و بیانیهای مستعمل
شکاف در شورا پس از مصاحبهی 7 جداشده و مقاله سیاست یك بام و دو هوا

کنفرانس خبری اعضاء جدا شده از مجاهدین در پاریس و سکوت مجاهدین

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با دو تن از نجات یافتگان از سازمان مجاهدین خلق در عراق که از TIPF خارج شده بودند

رشد روند فرار و جدایی از زندان بزرگ اشرف در عراق

بی بی سی:اولین گروه جداشدگان از مجاهدین خلق به فرانسه رسیدند

خلاصه گزارش کنفرانس خبری جدید ترین اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین در پاریس

 

 

-----------

 

دیدار با آقای طارق الحرب رئیس کانون وکلای عراق

مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان زنده یاد سهیل ختار که به طرز مشکوکی در عراق به قتل رسیده است

 دادخواهی آقایان اصغر فرزین، رضا صادقی، و علی بیگلری اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قضایی عراق علیه این سازمان و درخواست رسیدگی م�

توطئه نفرات سازمان مجاهدین خلق مستقر در قرارگاه اشرف در عراق علیه آقای رضا صادقی در مراجعه به مقر TIPF و رسوا شدن آنان

سمیه در دادگاه به قاضی می گوید که زیر۱۸ سال بود ه است که به عراق آمده است

مصاحبه اسماعیل هوشیار و دو تن دیگر از اسرای کمپ امریکایی ها با روزنامه سوئیسی

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها

مشاهدات آقای اکبر مرادی در مراجعه به قرارگاه اشرف در عراق برای دیدار با برادرش آقای حسین مرادی

نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر

نامه آقای رضا اکبری نسب به بنیاد خانواده سحر  

نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر در خصوص شرح ماجرای مراجعه ایشان و خانم بتول سلطانی و آقای اکبر مرادی به قرارگاه اشرف جهت دیدار با

بیانیه شماره دو هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر

استمداد یک مادر دردمند از تمامی ایرانیان مقیم خارج از کشور خصوصا هواداران سازمان در سوئد و هلند (و ضمیمه دادخواهی)

(ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی - فارسی)

(ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی - انگلیسی) 

ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)

اولین شماره نشریه خبری بنیاد خانواده سحر به زبان عربی منتشر و در سطحی گسترده پخش شد

گزارشي از سفر به عراق

------------

 

طرح روز

اسناد حقوق بشر

بررسی اساسنامه دادگاه جزایی بین المللی

 

کنوانسیون حقوق کودک

 

 

کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن

BBC

 

 بی بی سی به زبان فارسی  

Voice of America

Voice of Germany Deutsche Welle

     Radio Franse        France-RFI

 

 

 Home   درباره ما     مقالات    مدارک   لینکها   تماس     

 CopyRights@AnjomaneSolh.com